{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب

شب
با گلوی خونین
خوانده‌ست
دیرگاه.

دریا
نشسته سرد.
یک شاخه
در سیاهیِ جنگل
به سوی نور
فریاد می‌کشد.

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

دردا و دریغا که در این بازی خونینبازیچه ی ایام، دلِ آدمیان ا...

مرد را دردی اگر باشد خوش استدرد بی دردی علاجش آتش است

بامِ غدیر

فقط در شب ها باهام حرف میزنه .حرامزاده چیزی نمیگه جز شکست ، ...

✍🏾موج‌ها نُت می‌خوانند برای انگشت‌هایت،و باد، سیم‌های گیتارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط