{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب

شب
با گلوی خونین
خوانده‌ست
دیرگاه.

دریا
نشسته سرد.
یک شاخه
در سیاهیِ جنگل
به سوی نور
فریاد می‌کشد.

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

دردا و دریغا که در این بازی خونینبازیچه ی ایام، دلِ آدمیان ا...

مرد را دردی اگر باشد خوش استدرد بی دردی علاجش آتش است

بامِ غدیر

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بودقصه ...

چند پارتی(عشق فراموش شده)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط