{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍🏾موج‌ها نُت می‌خوانند برای انگشت‌هایت،

✍🏾موج‌ها نُت می‌خوانند برای انگشت‌هایت،
و باد، سیم‌های گیتارت را کوک می‌کند با نفس‌های نمکین.

نشسته‌ای روی مرز آب و شن،
جایی که دریا به خشکی می‌رسد
و تو به آسمان.

انگشتانت روی دستهٔ گیتار می‌رقصند
مثل نور روی امواج،
و هر نت، صدفی‌ست که از اعماق برمی‌آید.

موهایت را باد باز کرده
مثل پرچمی در برابر افق،
و چشمانت بسته‌ست —
گم شده‌ای در ملودی‌ای که خودت می‌سازی.

زن گیتاریست در ساحل،
تو نه نوازنده‌ای،
که خودِ موسیقی‌ای
که دریا برای خودش ساخته. 🎸🌊
دیدگاه ها (۰)

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

رقص با سایه ها پارت یک

اخرین بازمانده

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط