خدای من
خدای من
اگر در برهوت محبت, سرگردانی ام را بتماشا نشسته ای
و ملایکت را بال در بال نسیم بر شعبده ی سوختنم فرا خوانده ای
اگر شرار غربت و دود آهم را به آسمان راه داده ای
اگر می پسندی مشت بهم فشرده ی قلبم اینچنین سر بر دیوار سینه بکوبد و خون شود
اگر رگبار آتشین اشکهایم را بر دشت عطشان گریبانم دوست داری
اگر …
ندایی برآور
تا من نیز بر این عذاب دست شکر بیفشانم...
اگر در برهوت محبت, سرگردانی ام را بتماشا نشسته ای
و ملایکت را بال در بال نسیم بر شعبده ی سوختنم فرا خوانده ای
اگر شرار غربت و دود آهم را به آسمان راه داده ای
اگر می پسندی مشت بهم فشرده ی قلبم اینچنین سر بر دیوار سینه بکوبد و خون شود
اگر رگبار آتشین اشکهایم را بر دشت عطشان گریبانم دوست داری
اگر …
ندایی برآور
تا من نیز بر این عذاب دست شکر بیفشانم...
- ۶۲۶
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط