{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدونی چیه؟با اینکه سال ها گذشته و ما از هم دوریم ولی تو

میدونی چیه؟با اینکه سال ها گذشته و ما از هم دوریم ولی تو دل هم خاطره داریم....اینو واسه همیشه فهمیدم....چون.....😔
دیشبم اومدی نشستی وسط زندگیم ..درست در لحظه ایی که فکر میکنم تموم شدی و من دارم زندگیم رو میکنم و تو مثله یه زخم قدیمی مدام خون ریزی میکنی حتی با فاصله های طولانی...
دیشبم خون ریزی کردی و من با صبر و حوصله باز این زخم کهنه رو ترمیم کردم...اجازه دادم این خون ابه بزنه بیرون و بعد پانسمان کنم....
اول اسم مادرم رو سرچ کردم چون تولدش بود میخواستم تبریک بگم اما لبخندم ماسیده شد..چون یهو یکی از پیام های تو واسم اومد بالا و من ناخود اگاه دستم رو گذاشتم روش و شروع کردم به خوندن...و مثله یه رمان کوتاه شیرین و جذاب سر خوردم تا اخرین پیام خداحافظیمون...به خودم اومدم و دیدم ساعات ها با خیالت درگیرم...کاش یه روز تلخ مثه روزی که از چشمام رفتی...از دلمم بری...دیگه توان ندارم بازم این زخم قدیمی رو پانسمان کنم💔
بمونه یادگار از سوم بهمن چهارصد و چهار💔
#دلتنگی
دیدگاه ها (۰)

⌞🎥⌝پیام جائهیون از BOYNEXTDOOR به جونگکوک ✨️👤: «سونبه‌نیم، ب...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

سالام، چطورین؟عاقا من یه شخصیت طراحی کردم(دارم پاره میشم سره...

## «دروغی به اسم عشق»ساعت سه و ربع صبح بود که صدای کلید توی ...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط