برادر
برادر
نمیدانم که تو قصهُ (ارسلان) را میدانی؟
تو درست مثل ارسلان میجنگی،
او با (شمشیر)
تو با (خمپاره)
او در افسانهها و تو افسانه وار،، و تو درست روبروی (قلعه سنگباران) با دیو و دد طرفی!! ارسلان را سنگباران کردند و تو را بمباران ؛
(طلسم) ای برادر، (طلسم) شکستنی است.
مثل :: شیشهُ عمر (دیو)
مثل ::زنجیر کهنه و فرسوده
و مثل هر چیز ترد، خشک و شکننده!! برادر ارسلان عاشق بود،، عاشق (فرخ لقا)
و تو میجنگی
و (قلعهُ سنگباران)
گشوده خواهد شد ؛؛
((خسرو گلسرخی))
نمیدانم که تو قصهُ (ارسلان) را میدانی؟
تو درست مثل ارسلان میجنگی،
او با (شمشیر)
تو با (خمپاره)
او در افسانهها و تو افسانه وار،، و تو درست روبروی (قلعه سنگباران) با دیو و دد طرفی!! ارسلان را سنگباران کردند و تو را بمباران ؛
(طلسم) ای برادر، (طلسم) شکستنی است.
مثل :: شیشهُ عمر (دیو)
مثل ::زنجیر کهنه و فرسوده
و مثل هر چیز ترد، خشک و شکننده!! برادر ارسلان عاشق بود،، عاشق (فرخ لقا)
و تو میجنگی
و (قلعهُ سنگباران)
گشوده خواهد شد ؛؛
((خسرو گلسرخی))
- ۶۹۹
- ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط