{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد...

کاش می شد...
کاش می شد خنده را تدریس کرد
کارگاه خوشدلی تاًسیس کرد
کاش می شد عشق را تعلیم داد
ناامیدان را امید و بیم داد
شاد بود و شادمانی را ستود
با نشاط دیگران ، دلشاد بود
کاش می شد دشمنی را سر برید
دوستی را مثل شربت سر کشید
دشمن بی رحمی و اجحاف بود
دوستدار نیکی و انصاف بود
کاش می شد پشت پا زد بر غرور
دور شد از خود پسندی، دور دور
با صفا و یکدل و آزاده بود
مثل شبنم بی ریا و ساده بود
از دو رنگی و ریا پرهیز کرد
کینه را در سینه حلق آویز کرد
کاش می شد ساده و آزاد زیست
در جهانی خرم و آباد زیست
اعتیاد و فقر را نابود کرد
دودمان بیکسی را دود کرد.

دیدگاه ها (۱۰)

.از آن زمان که دانستم چیزی درون سینه ام در تب وتاب تپیدن است...

مـادرم نماز می خواند و من آواز ...عقایدمان چقدر فرق دارد؛او ...

جای خوبیست زمین،، فکرت اگر بگذارد شعر غمگین تو دست از سر شب ...

برادر نمیدانم که تو قصهُ (ارسلان) را میدانی؟ تو درست مثل ارس...

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش م...

کاش می شد خنده را تدریس کردکارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد...

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش م...

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش م...

کاش می شد خنده را تدریس کردکارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد...

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می...

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می ش...

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می ش...

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش م...

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط