{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"یا رب به سمت من یارم روانه کن صبرم به سر رسیده با من بگو

"یا رب به سمت من یارم روانه کن صبرم به سر رسیده با من بگو بگو از راز قلب او رنگ از رخم پریده.وای از شبی که بی یادش سحر شود هرگز چنین نباشد.با تار گیسویش دامی به وسعتم بر قامتم تنیده"
دیدگاه ها (۳)

تو را من چشم در راهم

ص ۶۵ ان شب پریسا از زندگی شخصی خودش گفت از ترسها از امیدها ا...

آرزوی دیدارت را دارم... پارت 47["ویو تهیونگ"]همه به گوشی خیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط