{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام ری را

خسته ام ری را
می آیی همسفرم شوی ؟
گفتگویی میان راه بهتر از تماشای باران است
توی راه از پوزش پروانه سخن می گوییم
توی راه خوابهامان را برای بابونه های دره ئی دور تعریف می کنیم

باران هم که بیاید
هی خیس از خنده های دور از آدمی ، می خندیم 
بعد هم به راهی می رویم
که سهم ترانه و تبسم است
مشکلی پیش نمی آید
کاری به کار ما ندارند ری را 
نه کرم شبتاب و نه کژدم زرد 
وقتی دستمان به آسمان برسد 
وقتی بر آن بلندی بنفش بنشینیم
دیگر دست کسی هم به ما نخواهد رسید
می نشینیم برای خودمان قصه می گوئیم
تا کبوتران کوهی از دامنه رویاها به لانه برگردند
دیدگاه ها (۲)

دلم برای چه خبر چه خبر هایمان تنگ شدههمان چه خبرهایی که یعنی...

‏من را دوست بدار ‏به‌سانِ ‏گذر از یک سمت خیابان ‏به سمتی دیگ...

بیا همه چیز را سر جای خودش بگذاریممن می‌ترسم از صبح همان روز...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

می‌ترسم، مضطربم و با آن که می‌ترسم و مضطربم باز با تو تا آخر...

می‌ترسم، مضطربم و با آن که می‌ترسم و مضطربم باز با تو تا آخر...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط