{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق زیبای من

#عشق زیبای من
Part12

کوک به یه چیزی فک کرد و واسش عجیب بودد


فلش بک به اون روز که یونا اونجا بود


کوک:من ترو دوست ندااارمممم من از یه دختر دیگه خوشم میااااد


یونا:هه دختری که حتی دوستم نداره

فلش بک به حال


کوک:یونا چرا گفت دختری که حتی دوستم ندارههه اون از کجا میدونههه

چند بعد یه چیزی فهمید


کوک:نکنههه اون ات رو دزدیده یعنی چیییی نه بابا فک نکنممم


کوک یه نقشه کشید تصمیم گرفت یونا رو به خونش دعوت کنه و دلشو به دست بیاره


کوک رفت غذای مورد علاقه یونا رو درست کرد و به یونا زنگ زدد



یونا:بله؟


کوک:عشقم ببخشید اون روز بهت سیلی زدم تصمیم گرفتم من و تو باهم اشتی کنیم


یونا:تو که گفتی یکی دیگرو دوس داری


کوک:اون یه نفر منو ول کرد


یونا:باش عشقم اشکالی نداره خودم پیشتمممم با اینکه یکمی ازت ناراحت شدمم



کوک:ببخشد


یونا:اشکالی نداره

کوک واسه شب میزارو رومانتیک چید و اماده کرد.....
دیدگاه ها (۲)

#عشق زیبای من Part11کوک ساعت 8 رفت همون پارکی که با جونگیون ...

Part 9 اسم دختره یونگ سو خیلی دختر مهربونه کوک ویوتو اتاق کا...

#عشق زیبای منPart9یونا زودی خودشو رسوند و من درو براش باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط