{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


بچه که بودم 🍃🌺
با خودم میگفتم چرا
بعضی ها پیشانی ِشان
پینه بسته ولی پدرم
دست هایش پینه
بسته است بزرگتر
که شدم فهمیدم

پدرم با دست هایش
نماز میخواند🍃🌺 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌
#خاص
دیدگاه ها (۱)

زندگی دشوارترین امتحان است.بسیاری از مردم مردود ميشوند چون س...

هفت چیز خطرناک است:لذت بدون وجدانعبادت بدون ایثارعلم بدون ان...

ﭘﺪﺭ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎﻣﺜﻞ ﻗﻨﺪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ..ﭼﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑ...

هزار درد مرا، عاشقانه درمان باشهزار راه مرا، ای یگانه پایان ...

داستان زری پارت ۲

I Love you...but I don't know...How can I saying this...to y...

سلاممم به همگی بدون معطلی میرم سر اصل مطلب خود داستانم♡[ازما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط