#اونـ_مالـ_منهـ
#اونـ_مالـ_منهـ
ᏢᎪᏒᏆ 14
کوک:گفتم نمیخورم
ته:زود باش بیا صبحونه یه بار دیگه بیشتر نمیگم
کوک:نميخوام نمیخورم سیرم می فهمی یعنی چیی
کوک میخواستم بلند شم که یهو درد بدی تو پام پیچید و دوباره نشستم
ته:چرا بلند نمیشییی
کوک:پام درد میکنه قابل توجه اقاااا ی کیم تهیونگ
که یهو منو براید بغل کرد و برد گذاشت رو صندلی میز صبحانه
کوک:ممنون
ویو بعد صبحانه
رفتم و نشستم رو مبل داشتم تو اینستاگرام میگشتم و تهیونگ هم روبه روم نشسته بود و داشت پرونده امضا میکرد الیا هم تو گوشیش بود پاشدم میخواستم برم تو اتاق
ته:کجاا
کوک:اتاقم دوش بگیرم اجازههستت
ته:برو
کوک:تو نمیگفتی هم میرفتم و پاشدم رفتم تو اتاق و رفتم حموم.
بعد 20مین از حموم اومدم بیرون و نشستم رو تخت و سرم تو گوشیم بود که جیمین زنگ زد
کوک:کجایی تو خوبی
جیمین:من باید این سوالو بپرسم تو کجایی
کوک:کجام بنظرت خیلی خستمم
جیمین:اوکی نمیتونی بیایبیرون
کوک:نه فکرنکنم نمیزاره بیام بيرون
جیمین:باشه خداحافظ
کوک:خداحافظ
تصمیم گرفتم یکم بخوابم که ته اومد اتاقم
ته:شب میخوایم بریم خونه مامانم
کوک:خداحافظ
ته:باهم میریم به عنوان نامزدم میریی
کوک:با الیا بروو
ته:دلم نمیخواد دلم ميخواد با تو برم مشکلی داری
کوک:اره دلم نمیخواد به عنوان نامزد تو بیام اوکی
اونروز که داشتی الیا رو میبوسیدیچرا الان اومدی سراغ من
ته:زیاد حرف نزن میخوام با تو برم اوکیییی مشکلی نداری پس پاشو اماده شو
کوک.....
شرط پارت بعد
لایک ۴۰
کامنت ۳۰
بای تا پارت بعد🤩🫠
ᏢᎪᏒᏆ 14
کوک:گفتم نمیخورم
ته:زود باش بیا صبحونه یه بار دیگه بیشتر نمیگم
کوک:نميخوام نمیخورم سیرم می فهمی یعنی چیی
کوک میخواستم بلند شم که یهو درد بدی تو پام پیچید و دوباره نشستم
ته:چرا بلند نمیشییی
کوک:پام درد میکنه قابل توجه اقاااا ی کیم تهیونگ
که یهو منو براید بغل کرد و برد گذاشت رو صندلی میز صبحانه
کوک:ممنون
ویو بعد صبحانه
رفتم و نشستم رو مبل داشتم تو اینستاگرام میگشتم و تهیونگ هم روبه روم نشسته بود و داشت پرونده امضا میکرد الیا هم تو گوشیش بود پاشدم میخواستم برم تو اتاق
ته:کجاا
کوک:اتاقم دوش بگیرم اجازههستت
ته:برو
کوک:تو نمیگفتی هم میرفتم و پاشدم رفتم تو اتاق و رفتم حموم.
بعد 20مین از حموم اومدم بیرون و نشستم رو تخت و سرم تو گوشیم بود که جیمین زنگ زد
کوک:کجایی تو خوبی
جیمین:من باید این سوالو بپرسم تو کجایی
کوک:کجام بنظرت خیلی خستمم
جیمین:اوکی نمیتونی بیایبیرون
کوک:نه فکرنکنم نمیزاره بیام بيرون
جیمین:باشه خداحافظ
کوک:خداحافظ
تصمیم گرفتم یکم بخوابم که ته اومد اتاقم
ته:شب میخوایم بریم خونه مامانم
کوک:خداحافظ
ته:باهم میریم به عنوان نامزدم میریی
کوک:با الیا بروو
ته:دلم نمیخواد دلم ميخواد با تو برم مشکلی داری
کوک:اره دلم نمیخواد به عنوان نامزد تو بیام اوکی
اونروز که داشتی الیا رو میبوسیدیچرا الان اومدی سراغ من
ته:زیاد حرف نزن میخوام با تو برم اوکیییی مشکلی نداری پس پاشو اماده شو
کوک.....
شرط پارت بعد
لایک ۴۰
کامنت ۳۰
بای تا پارت بعد🤩🫠
- ۱.۱k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط