{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار داد

قرار داد
پارت 7


سومی : بای
بعد تموم شدن مکالمه منو سومی به سمت در خونه قدم برداشتم و پالتوم رو از روی جا لباسی برداشتم و از خونه خارج شدم
[ویو جونگکوک]
بعد 50 مین رسیدیم خونه ولی هنوز اون دختره بهوش نیومده بود
جونگکوک : مگه چقدر دارو ریختین رو دسمال
بادیگارد : قربان نصف شی
جونگکوک : نمیخواد ادامه بدی دختررو بردار ببرش اتاقش
بادیگارد : چشم
رفتم داخل خونه و همه تعظیم کردن و به سمت اتاقم حرکت کردم
[ویو یوری]
با سردرد شدیدی از خواب بلند شدم و روی تخت نشستم هنوز توی خواب بودم اما کم کم تونستم دورورم رو ببینم که
بوری : ای اینجا کجای...من کجام
سری از روی تخت بلند شدم و به سمت در اتاق رفتم ولی هرچی سیع داشتم درو باز کنم باز نشد
یکم سیع کردم اروم باشم و رفتم سمت تخت و روی تخت نشستم تا یکم وضیتم رو برسی کنم
یوری : اینجا چه جالب
تم اتاق مشکی طلایی بود از روی تخت بلند شدم به سمت بالکن داخل اتاق رفتم ولی درش باز نمیشد
که یهو در باز شد و اون پسره جلو در ظاهر شد
یوری : چرا منو اوردی اینجا.....بهت گفتم اون شب مست بودم
جونگکوک : منم گفتم
نزدیک یوری میشه و چونه یوری میگیره
جونگکوک : راه فراری نیست
یوری : ولم کن [داد]
جونگکوک : سر من داد نزن [عربده] فکر کنم هنوز منو نشناختی
یوری : تو یک اشغال عوضی
جونگکوک : تویم یک هر//زه یه هر//زه
[ویو یوری]
بعد اون حرفش اشک تو چشمام جمع شد چرا همه بهم میگن هر//زه من که کاری انجام ندادم اون از بابام که بهم میگفت هر//زه اون از مامانم اون از مدیر مدرسمون و همکلاسیام حالام این
[ویوکوک]
از اتاق اومدم بیرون به سمت اتاق خودم حرکت کردم خودمو روی تخت پرت کردم
جونگکوک : شاید نباید انقدر زیاد روی میکردم
[ویو ساعت 3 شب]
هرکار میکردم خوابم برد بلند شدم به سمت اتاق اون دختره حرکت کردم و در اتاقشو باز کردم که دیدم خوابیده
جونگکوک : اخه ابن چه مدل خوابیدن یه تخت دو نفره رو کلا گرفته [اروم]
به سمت تخت قدم برداشتم که تکون خورد مثل ادم خوابید پتو کنار زدم بغلش کردم و خوابیدم
[صبح ویو ات]
توی خواب بودم که حس کردم جام کمه رومو برگردوندم و یه لگد محکم زدم که صدا ناله مدردانه ای رو شنیدم
[ویو جونگکوک]
توی خواب ناز بودم که یهو افتادم زمین
جونگکوک : اااههه خدا زلیلت کنه کمرم اییی
[ویو یوری]
سریع از جام پریدم رفتم سمتش
یوری : اع خوبی
جونگکوک : زدی ناکارم کردی بعد میگی اع خوبی [اداشو در میاره]
یوری : یاااا تو اومدی جای من خوابیدی من باید شاکی باشم
جونگکوک : اع اصن دوست داشتم به توچه
یوری : به من چه ها دارم واست
جونگکوک : نکوشیمون جوجو
یوری : جوجو عمت
جونگکوک : هه من عمه ندارم
یوری : میشه بری بیرون
جونگکوک : نه نمیشه خونه خودمه
یوری :

شرط :
2 لایک
5 کامنت
دیدگاه ها (۱)

قرار داد پارت 6☆عصبانی به سمت در رفتم یوری : اه چرا نمیف...

قرار داد پارت 5☆همه رفتن داخل کلاس و منم وارد شدم و به سمت ...

قرار داد پارت 1☆[ ویو یوری ] صبح با صدای الارم گوشیم بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط