{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی داشت میمرد به زنش وصیت کرد بعد از من فقط با مش

پیرمردی داشت میمرد، به زنش وصیت کرد : بعد از من فقط با مش رجب ازدواج کن!
زنش گفت : چرا ؟!

گفت : قرمساق چند سال پیش یه خر پیر داشت بهم انداخت، میخوام تلافی کنم ...!!
دیدگاه ها (۲)

‏ابواسحاق هل بده ببینیم زور کی بیشتره

پارت ۱۱۴

خون آشام من My vampire 🦇 part25لوری : از جیمین دور بمون ات: ...

* 🍀﷽🍀#خانم_خبرنگارو_آقای_طلبه#هوالعشق❤️سوار ماشین شدیم و به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط