{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ame: My many years of lov

ame: My many years of lov
Part:②⑤

استایل میونگ

ویو صبح

با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم شتتتت ساعت ⁵و نیمه ای خدااااا
رفتم یه دوش گرفتم با حوله اومدم بیرون دوباره آجوما حوله خودمو نذاشتع بود به هر حال دورم مردم اومدم بیرون که کوک رو دیدم خیلی جذاب شده بود یهو جیغ زدم که اونم داد زد

☆گمشو بیروننن(جیغ)
-زهر مار زهره ترکم کردی(داخل شُک و ترسیده)
☆به هر حال گمشو
-إه باشه
☆روانی(زیر لب)
-چیزی گفتی(هنوز تو شُک و ترسیده)
☆نه نه گمشو برو بیرون
(با دستش حالت نه رو نشون میده و هولش میده بیرون)

ویو میونگ
مو هامو داشتم با شونه چوبیم با سشوار خشک میکردم که همون اتفاقی که کمی پیش افتاده بود یادم افتاد لعنتی دختر به خودت بیا مو هامو خشک کردم عطر مو زدم خود مو هام موج داشت پس حالتش ندادم یه لباس پوشیدم با کفشم ستش کردم عطر زدم کیفمو برداشتم عطرم و تینتم و گوشیمو داخل گذاشتم و رفتم بیرون از پله ها که پایین میرفتم دیدم کسی جز هایون نیست(هایون بادیکارد شخصی باباشه)

☆تو اینجا چیکار میکنی(شَک و تردید داشت و داخل پله ها واستاد)
/خانم پدرتون گفتن ببرمتون شرکت
☆بابای من که رفته بود سفر و الان داخل فرودگاه باید باشه چی میگی(کلافه)
/خانم مجبورم نکنید خودم بیام
☆هاسعووووووووو کوکککککک تهیونگگگگگگک نیونگگگگگ(داد و جیغ)

ویو میونگ
داشتم جیغ میزدم که یکی بیاد کمکم که زیر پام خالی شد سرم و دستام اویزون پشت کمرش بود و پام اویزون جلوش بود محکم گرفته بودم

☆ولم کنننننن(جیغ)
/خانم بهتون گفتم مجبورم نکنین
☆وایسا یه لحظه ولیسا لطفا قول میدم باهات بیام صبر کن یه جی بهت بگم

ویو میونگ
داشتیم به در عمارت نزدیک میشدیم منو بادیگاردا نباید اینطوری میدیدن باید جذاب میرفتم بیرون دهن باز کردمو گفتم(همون حرفا)
که گذاشتم زمین

☆من خودم با پای خودم میام اینطوری شرما وره ولی من میدونم داری دروغ میگی
/بله بفرمائید (سرش پایینه)

ویو میونگ
شروع به حرکت کردم که اونم پشتم میومد از عمارت که رفتم بیرون هم پامو گذاشتم کلی بادیگارد دیدم جلوی ون هستن.وقتی منو دیدن راه رو باز کردن

ادامه دارد
دیدگاه ها (۸)

فروغ☁👆🏻قلب بالا رو آبیش میکنی🌊

منم میخوام🥺🌸

ame: My many years of lovPart:②④(با اینکه به شرط نرسوندینش ب...

کد روبیکام سیسی ها

p/3 وقتی بهت سیلی میزنهـ+که یهو دیدم قفل درو شکست و اومد داخ...

عشق همیشگی ( پارت هشتم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط