{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفت

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است
رفته و چقدر زود از یاد برده که
نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست
که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست
و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و صبوری کند
تا از یاد ببرد صاحبش را
تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه می انداخت را فراموش کند
و فراموش کند که روزی کسی بود
که برایش زندگی بود
دیدگاه ها (۱)

تبسم را نه می توانیم بخریم، نه می توانیم قرض کنیمفقط می توان...

دوست ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻣﺮﺩﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺰﺩﯾﮏد...

کم سرمایه ای نیست داشتن آدمهایی که حالت رابپرسندولـــــی ….ا...

الهی ! یک ذهن آرامیک تن سالم یک خواب شیرینیک خیال راحتیک روز...

غم، نه نشانه‌ی ضعف، که بهایِ گزافِ عمیق بودن است. هر اندوهی ...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط