{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر صبح که از خواب برمی‏ خیزم‏

هر صبح که از خواب برمی‏ خیزم‏
برشیشه یخ گرفته‏
با سرانگشتان گرمم‏
نام ترا می‏ نویسم‏
و از لابلای آن به بیرون مینگرم‏
که کی بهار می آید
دیدگاه ها (۱)

در دلم دارم هوایی از نگاه ماه تو کی شود آخر بیایم من برای را...

حالــــم خوب استامــــا...دلــــم تنــــگ آن روزهایی شده که ...

داره خوب میشه زخمی که به روحم زدی برنگرد

بعد رفتنت بوی دود جای عطرت روی دستم رو گرف

آورده‌اند که: روزی خواجه‌ای در میان گروهی از عوام اندر فواید...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط