{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر صبح که از خواب برمی خیزم

هر صبح که از خواب برمی‏ خیزم‏
برشیشه یخ گرفته‏
با سرانگشتان گرمم‏
نام ترا می‏ نویسم‏
و از لابلای آن به بیرون مینگرم‏
که کی بهار می آید
دیدگاه ها (۱)

در دلم دارم هوایی از نگاه ماه تو کی شود آخر بیایم من برای را...

حالــــم خوب استامــــا...دلــــم تنــــگ آن روزهایی شده که ...

داره خوب میشه زخمی که به روحم زدی برنگرد

بعد رفتنت بوی دود جای عطرت روی دستم رو گرف

صحچپتر ۱۱ _ دفتر خاطرات پنهانشب...آسایشگاه در سکوتی فرو رفته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط