رژ لب قرمزم را آزادانه میکشم روی لب هایم،

رژ لب قرمزم را آزادانه میکشم روی لب هایم،
با دامن_کوتاه گل دارم، میروم بالای چهار پایه پرده را در بیاورم،
رنگ های جیغ میپوشم و در پاساژها با صدای بلند میخندم،
از ناخن های کشیده ام مواظبت میکنم و محال است بگذارم رنگشان تکراری شود،
میگویند "دلش خوش است.."
میگویند "میخواهد عشوه_گری کند.."
همینطور میگویند و قضاوت میکنند،ولی نمی دانند،
تمام این کار ها برای این است که "او" غیرتی شود برگردد،
که از روی گردنش ببینم خونِ عصبانیت می دود در رگ هایش..
که متقاعدم کند صدای خنده های بلندم فقط برای خودش است،
که محکومم کند بنشینم و بگذارم عوض کردن پرده جلوی چشم های همسایه ی هیز به عهده ی خودش باشد،
می دانی..؟
ما زن ها گاهی دوست داریم حتی برای رنگ لبمان اجازه بگیریم از کسی،
تا حس کنیم که خب لابد مهمیم برای کسی...


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉❦
#𝒋𝒂𝒅𝒐𝒐𝒈𝒂𝒓𖣘
#𝑺𝒉𝒐𝒈𝒉𝒆𝑵𝒂𝒇𝒂𝒔
دیدگاه ها (۰)

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۱

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_12 فصل ششم | او...

اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط