{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دانی؟ در میان بغض های باد کرده ای که گلو را خفه می کنن

می دانی؟ در میان بغض های باد کرده ای که گلو را خفه می کنند، من آن دردم که از بی دردی می میرم. در میان انسان هایی که آدمی را به سخره می گیرند، من آن قلبم که از دلتنگی می گیرد. در میانِ این حجمِ انبوه پاییز که این روز ها همه جا را در بر گرفته است، من آن فصلم که انتظار رسیدن می کشد و چون می رسد در غفلت است. در میان دنیای بزرگ ریاضی و ریاضت، من آن صفرم به توان صفر. . در میان کاج های بلند، من آن زاغی هستم که آشیانه ای برای زندگی ندارد و تنها رو شاخه هایش می نشیند و نوای گوش خراش غار غار سر می دهد.

می دانی؟ گاهی وقت ها آنقدر دلم می گیرد که می خواهم گوشم را با موسیقی خسته ای پر کنم که رفیقِ شفیقِ تنهایی هایم است. از این دنیا فقط یک آسمان می خواهم به رنگ آبی، که وقتی مثل این روزها دلم گرفت، نگاهش کنم و برایش از حرف هایی بگویم که چون تیغ، قلب پاره پاره ام را زخم می کند. از این دنیا یک کاغذ سفید می خواهم با یک قلم تا که بنویسم از تلاش هایی که هیچ وقت به ثمر نرسید. از درد هایی که هیچوقت چاره نشد. از انسان هایی که هیچوقت باورم نکردند. بنویسم از حرف های افسارگسیخته ای که ناگهان از دهان خارج و باعث می شود مورد قضاوت واقع شوی. گاهی وقت ها آنقدر دلم میگیرد که دوست دارم سکوت کنم. سکوتی به بزرگی همان آسمان آبی. آنقدر حرفی نزنم تا که اینگونه پندارم و پندارند که لالم. گاهی وقت ها می خواهم گریه کنم. همین...
دیدگاه ها (۱)

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

عاشقانه های شبنم

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

تاجیکستان

علامه سیدمحمدحسین طباطبایی : مرحوم استاد ، آقا سید علی قاضی ...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

گاهي گمان نميکني ، ولي خوب مي‌شود ،گاهي نمي‌شود که نمي‌شود ک...

این دستبند، ترند این روزهاست.آبی شیشه‌ای آسمان،سبز شیشه‌ای ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط