آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁴⁸
ویو جیهوپ
در رو باز کردم و وارد خونه شدم،خونه سکوت بود که با جسم خوابیده ات روبه رو شدن،با دیدنش لبخندی رو لبم نشست؛بعد از عوض کردن لباسام به طرف تخت ات رفتم و کنارش دراز کشیدم و محکم بغلش کردم؛هنوز باورم نمیشد که همچین فرسته ای ماله منه،بوسه ای روی موهاش نشوندم و به خواب رفتم
ویو ات
با نور خورشید از خواب بیدار شدم،خواستم بلند شم که با سنگینی چیزی روم به بغلم نگاه کردم که جیهوپ محکم بغلم کرده بود،لبخندی زدم و دوباره تلاش کردم بلند شم
جیهوپ:نچ..ات ببین یروز میزاری بخوابم
خنده ای کردم
ات:دستتو بردار میخوام صبحونه درست کنم
جیهوپ:نـ..میـ..خوام
هوفی گفتم و فکر کردم که چیکار کنم،با فکری که به سرم زد لبخندی رو لبم نشست
ات:عا عا اون سوسک اون بالا چیکار میکنه؟؟؟
جیهوپ در دو ثانیه بلند شد و روی تخت نشست
تز کارش قهقه ای زدم که با چشای ریز نگام کرد
جیهوپ:این کارتو جبران میکنم
ات:منتظرم هوسوک خان
خواست منو بگیره که سربع بلند شدم و به بیرون از اتاق رفتم
ادامه دارد...
پارت⁴⁸
ویو جیهوپ
در رو باز کردم و وارد خونه شدم،خونه سکوت بود که با جسم خوابیده ات روبه رو شدن،با دیدنش لبخندی رو لبم نشست؛بعد از عوض کردن لباسام به طرف تخت ات رفتم و کنارش دراز کشیدم و محکم بغلش کردم؛هنوز باورم نمیشد که همچین فرسته ای ماله منه،بوسه ای روی موهاش نشوندم و به خواب رفتم
ویو ات
با نور خورشید از خواب بیدار شدم،خواستم بلند شم که با سنگینی چیزی روم به بغلم نگاه کردم که جیهوپ محکم بغلم کرده بود،لبخندی زدم و دوباره تلاش کردم بلند شم
جیهوپ:نچ..ات ببین یروز میزاری بخوابم
خنده ای کردم
ات:دستتو بردار میخوام صبحونه درست کنم
جیهوپ:نـ..میـ..خوام
هوفی گفتم و فکر کردم که چیکار کنم،با فکری که به سرم زد لبخندی رو لبم نشست
ات:عا عا اون سوسک اون بالا چیکار میکنه؟؟؟
جیهوپ در دو ثانیه بلند شد و روی تخت نشست
تز کارش قهقه ای زدم که با چشای ریز نگام کرد
جیهوپ:این کارتو جبران میکنم
ات:منتظرم هوسوک خان
خواست منو بگیره که سربع بلند شدم و به بیرون از اتاق رفتم
ادامه دارد...
- ۸۷
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط