{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جانِ من...

جانِ من...
چه زیباست آن روزی که "صدایِ خنده هایت"
به جایِ سیم هایِ سردِ فلزی تلفن گوشهایم را نوازش کند...
و من بشوم مالکِ بی قید و شرط "عاشقانه" هایت..
چه زیباست آن روزی که تو "چهارخانه" بپوشی و من صاحب خانه ات شوم.
چه زیباست روزی که فقط سراغت را از من بگیرند....!
و مَن‌بگویم :
مَن شِعر میخوانم
او زندگی دَم میکند...
دیدگاه ها (۱)

زندگی غم کده ای بیش نبود...سهم من جز غم و...تشویش نبود...به ...

این که تو را نمی بینمدلیل فراموشی نمی شودمن خدا را هم نمی بی...

ما رو به اینترنت ملی محدود می کنید؟ما یه زمانی تله تکست می خ...

مگان فاکس

«ما یکی از نخستین خانواده هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن ...

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔p2 نزدیکی نیمه شب، قبرستان، کمی آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط