{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چـــه وقت گــــل کند آیا شکوفه های تنت

چـــه وقت گــــل کند آیا شکوفه های تنت

چه قدر مانده که دستم رسد به پیرهنت ؟

چگــونه صبــر کنــم تا کـــه باز برچینــم

شکوفه ی غزل از گیسوان پر شکنت

غمـی نجیب نهفته ست در دلم  که مرا

رها نمی کند احساس دوست داشتنت

تو آن دقایق شیرین خاطرات منی

ببر مـرا بــه تماشای باغ نسترنت

تمام شهر به تایید من بپا خیزند

اگـــر دقیـــق ببینند از نگاه منت

چگونه با تـــو بجوشــــم؟چگــونه دل بدهم ؟

منی که این همه می ترسم از جدا شدنت

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

سوختم از تشنگی ای کاش باران می گرفتدر من این احساس بارآور شد...

من آن ستاره ی نامرئی ام که دیده نشدصدای گریه ی تنهایی اش شنی...

عشق چیزی شبیه در زدن استمثل دیدار ، مثل سر زدن است هجرت خویش...

مثل تو بود از تو ولیکن خبر نداشتافتاده بود پای بلوطی که سر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط