خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توست

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توست
عشق بازی کن که وقت عشق بازی های توست

چشم خون، حال پریشان، قلب غمگین، جان مست
کودکم! دستم پر از اسباب بازی های توست

تا دل مشتاق من محتاج عاشق بودن است
دلبری کردن یکی از بی نیازی های توست

قصّه ی شیرین نیفتاده است هرگز اتفاق
هر چه هست ای عشق از افسانه سازی های توست

میهمان خسته ای داری در آغوشش بگیر
امشب ای آتش، شب مهمان نوازی های توست 
دیدگاه ها (۲)

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

سناریو دازای

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

پارت 49 رمان عشق مدرسه ای هیونجین: باشه بگو ات: بزار زنگ بزن...

خانه‌ی قلبم خراب از یکّه‌تازی‌های توستعشق‌بازی کن که وقتِ عش...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن، که وقت عش...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن که وقت عشق...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن که وقت عشق...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن، که وقت عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط