درست در همان لحظه‌ای که تمام جهان بر شانه‌هایت آوار می‌ش

درست در همان لحظه‌ای که تمامِ جهان بر شانه‌هایت آوار می‌ش

درست در همان لحظه‌ای که تمامِ جهان بر شانه‌هایت آوار می‌شود و حقیقتِ تلخ، چونان طوفانی بر خانه‌ی آرامِ دلت می‌وزد، تو تنها به یک چیز می‌اندیشی: چگونه می‌شود این حقیقت را از چشمِ کسی که تمامِ دنیایِ توست، پنهان کرد؟

​بزرگ‌ترین فداکاری نه در فریادهایِ پر از شکوه، که در سکوت‌هایِ لبخندآلود است. آنجا که مردی، در حالی که گام‌هایش به سویِ نیستی کشیده می‌شود، تمامِ قامتِ خسته‌اش را به بازی می‌گیرد تا «باورِ» فرزندش ترک برندارد. او با رفتاری مضحک و نمایشیِ مضحک، به جایِ ترس، «امید» را در چشمانِ دیگری می‌کارد و به قیمتِ شکستنِ روحِ خود، دنیایِ کودکِ دیگری را از گزندِ سیاهی محفوظ می‌دارد.

​این، عالی‌ترین مرتبه‌ی قهرمانی است: پیروزیِ عشق بر ترس؛ جایی که انسان در آستانه‌ی فروپاشی، با تمامِ توان، قصه‌ای شیرین می‌بافد تا مبادا آخرین تصویری که از او باقی می‌ماند، نه تکیه‌گاهی امن، که تصویری از هراس باشد.

​گاهی باید بازیگرِ نقشِ اولِ نمایشِ خود باشی، حتی وقتی می‌دانی پرده‌ها در حالِ افتادن‌اند.
دیدگاه ها (۱۷)

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

⁨ همه‌ی داستان‌های حماسی تاریخ، یه قهرمان دارن…وقتی صحبت از ...

عکاسا یه چیزی دارن به اسم ISO؛ میزان حساسیت سنسور دوربین به ...

معروفی رمان ( هفتمین سایه)

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

رمان انتقام ازدواج کامل

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط