{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن زیبائی نیستم

زن زیبائی نیستم
موهایی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می‌‌آید
و نه شب را به یادت می‌‌آورد
نه ابریشم
نه سکوتِ شاعرانه
نه حتی خیال یک خوابِ آرام
پوستِ گندمی دارم
که نه به گندم میماند
نه کویر
و چشم هایی‌
که گاهی‌ سیاه میزند
گاهی‌ قهوه ای
و گاه که به یاد مادرم می‌‌افتم عسلی میشوند و کمی‌ خیس
دست‌هایم .... دست هایم
دست هایم مهربانند
و هر از گاهی‌
برایِ تو
به یادِ تو
به عشقِ تو
شعر می‌‌نویسند
.
مرا همینطور ساده دوست داشته باش
با موهایی که نوازش میخواهند
و دست‌های که نوازشت می‌‌کنند
و چشم‌هایی‌ که
به شرقیِ صورتِ من می‌آیند

نیکی فیروزکوهی
دیدگاه ها (۶)

.ﺍﻣﺸﺐ ﺑــﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿــﻦ ﺑـــﺎﺭ ﺩﻟـــﻢ ﺑﻪ ﺣـﺎﻝﺧــﻮﺩﻡ ﺳﻮﺧـــﺖ .. ...

عمیقکهنهو بزرگ تنهایی ام را نمیگویم...!زخم را هم نه؛حرف از "...

..قیصر امین پور چه زیبا گفت :.مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ...

«« هفت پیک عشق »»پیک اول را ؛!» که در پیمانه ریخت...آبرومان ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

زیر نور ماه 🎑Part : 4 گندم ویو :متوجه خنده های ریزش شدم پس ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط