آدمی در آغوش خدا غمی نداشت

آدمی در آغوش خدا غمی نداشت
پیش خدا حسرت هیچ بیش و کمی نداشت
دل از خدا برید و در زمین نشست
صد بار عاشق شد و دلش شکست
به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود
یادش آمد یک روز دل خدا را شکسته بود


#عاشقتیم
دیدگاه ها (۱۴)

دلتنگمو دیدار تو درمان من است بی رنگ رخت زمانه زندان من است...

ﺑﺲ ﮐﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺩﻟﻢ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ ،ﻫﺮﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ،ﺑ...

حذف شدیم!؟ اشکال نداره تلنگریست بر تیم مغروران پر مدعا! باشد...

اَگه تو زِندگی کَمی اِحساسِ خوشبَختی کَردید مُطمئن بآشید کِه...

هر موقع میدیدمش خنده روی لبش بود یه روز بهش گفتم خوشبحالت......

چپتر ۳ _ خیانتسکوتی سنگین روی اتاق افتاده بود. آن قدر سنگین ...

چندپارتی☆p.3چند ثانیه سکوت بین تون حکم فرما بود، مثل دنیا که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط