.

.
برای با تو بودن دیر بود
برای فراموش‌کردنت زود
خیلی زود

بادهای خنک،
روزهای اولِ پاییز را می‌وزیدند
و از درز پنجره‌ها به درون می‌خزیدند
من امّا از درون گُر گرفته بودم
مثل زنی‌که لباس‌های پشمی را از کمد
مثل زنی‌که لباس‌های تابستانی را از تن
مثل زنی‌که لرزان و عرق‌ریزان یک‌عمر
ادای طبیعی بودن
درآورده است ‌

سال‌هاست روزهای اولِ پاییز است
سال‌هاست گُر گرفته‌ام از درون، امّا
برای باز کردنِ پنجره‌ها دیر است
برای روشن کردنِ بخاری زود
خیلی زود

#لیلاکردبچه
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

موسیقی

با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو ...ما دیگر ...

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

پارت دو

Season Two | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌ᴘᴀʀᴛ ¹ 🖤همه‌ی آدم‌ها رازهایی دارن؛ ر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 73بچه ها برای اینکه ...

پارت پنجم _ دنیای عجیب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط