به فدای تو کنم شعر و غزل هایم را

به فدای تو کنم شعر و غزل هایم را
تا بدانی که فقط مالک اشعار تویی

من به اعجاز لب و چشم تو ایمان دارم
مرهم زخم دل شاعر بیمار تویی

بی تو از شاخ سپیدار رها خواهم شد
فصل پاییز تو و حلقه ی این دار تویی

مثل منصور به دار تو گرفتار شدم
بر سر گردنه آن دلبر غدار تویی

وقت دیدار شد و دیده من بی خواب است
آنکه بی خواب کند این تن تبدار تویی

من به چشمان پر از وسوسه ات معتادم
صاحب چشم فریبا و ستمکار تویی
دیدگاه ها (۱)

عشق بازی دو دلبر.....غزل امام خمینی(ره):«من به خال لبت ای دو...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

نوع شعر : شعرنوشاعر: گمنام خواب رؤیای فراموشیهاست خواب را در...

تو گلشن عشقی و صفای گل و گلزارمن آتش بی باکیِ غم رخنه به نیز...

خواب شیشه ایی:@khabshisheiتو گلشن عشقی و صفای گل و گلزارمن آ...

چشم آلوده ی من لایق دیدار تو نیست / همه در فکر تو و هیچ کسی ...

رضا ولی پور شاعر پلدختری

رضا حدادیان

مبین بروجردی

مرضیه نیکویی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط