{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودمو وارد رابطه‌ها و دوستیای فیک کردم.

خودمو وارد رابطه‌ها و دوستیای فیک کردم.
فکر کردم اینطوری قراره دیگه احساس تنهایی نکنم و به عنوان آدم شاد تری زندگی کنم.
اما در نهایت توی تمام اون شلوغیا، بازم خود اَحمق و گوشه گیرم رو یه گوشه تنها پیدا کردم.


-
-
-

-
-
-

-
-
-



{تو به من میگی احمق.
در صورتی که من هر روز میخندم و تو خنده هامو باور میکنی.}
نهِ‌دی
یکِ‌شبش
دیدگاه ها (۱)

مدت‌ها ست که تصویر ساکت تو پشت پلک‌هامه، به تو فکر می‌کنم؛ ب...

جوری شده که همون اول مسیر میفهمین که چقدر شبیه هم نیستین. هی...

باور کن بعضی وقتا دلم میخواد با یکی حرف بزنمولی هرکسی سرش تو...

شاید اگه از نگاه من خودت رو می دیدی می فهمیدی که چه آدم پر ت...

و یکبار مغز از قلب پرسیدمن از کنترل همه چی خسته ام تو چرا ان...

رمان نابودی پارت ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط