روی ملحفه هایی

روی ملحفه هایی

که هنوز بوی تو را می دهند

غلت می زنم ...

می خواهم از صفر شروع کنم

درست مثل همه بازنده ها

و بی خیال ، روی طبل بی عاری

ضرب بگیرم

حتی می توانم لبخند بزنم

اتفاق خاصی نیفتاده

جز اینکه رفته ای

و این اصلا اهمیتی ندارد !

ببین دارم با تنهایی

در ملحفه هایی با بوی تو

عشق بازی می کنم

من و تنهایی

با هم ، به ریش دنیا می خندیم ...


#گیلدا_ایازی
دیدگاه ها (۳)

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

مگر ممکن است؟ زخمِ من، احمقانه اما محکم. آنچه در خیال بالا ر...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

✨ تشکر قبل از خواب؛ قرار عاشقانه با خدا ✨🌙💚 بسم الله الرحمن ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

آپدیت اینستاگرام TirTir با مصاحبه‌ای با تهیونگ:🐯🤍●ترجمه‌ی مص...

پروانه جان

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط