{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ی ما یک عذر خواهی به احساسمون بدهکاریم،

همه ی ما یک عذر خواهی به احساسمون بدهکاریم،
زمانی که برای نگه داشتن آدمهای اشتباه پافشاری کردیم،
اون موقعی که دروغ شنیدیم و سکوت کردیم،
جایی که باید میرفتیم و ایستادیم،
چیزایی که باید می دیدیم و نخواستیم که ببینیم،
از هیچ و پوچ رویا ساختیم و ذوق کردیم،
برای فرار از حقیقت لج کردیم و لج کردیم و لج،
ای منِ تنها ازت معذرت میخوام... دیگه جایی که باید می رفتم،،، رفتم.... و نایستادم...
دیدگاه ها (۱)

- تمـوم شـد ؟ + آرـه :)- چـرا آخـہ ؟ + خیلے فـرق داشٺ باهـام...

میدونی چیه ؟ اصن میخوام چت کنم و با تی شرت تو هوای برفی راه ...

اَز بَچگــیـ بِهمـ گُفتَنـ بزرگـ میشیـ یادِتـ میرهـ منـ کوچی...

-نمیدونم چی بگممن خیلی دوست دارم ? همینو میتونم بگم+این دوس...

خون طلا پارت یک

دروغی که به واقعیت تبدیل شد پارت ۲آلما( خب بالاخره سر از کتا...

وقتی که سید ابراهیم شهید شد دل نگرانه آقا بودیم..هر چند که ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط