در اجرا عشق بازگشت
در اجرا عشـــــق بازگشت🎀✨
چندپـــارتی🎀✨
جونگکـــــــــــوک🎀✨
[ پــــارت ² ]
+سلام اوپا ( ایث ) چیزی شده؟؟
- نه هیچی نشدهه .. میگم میتونی بیای خونمون ؟
+این ساعت ؟ مطمئنی اتفاقی نیوفتاده؟
- نه نیوفتاده ، ولی پشت گوشی نمیتونم بهت بگمم ..
+باشه میام همین الان بیام؟
- اگه میتونی
+اوکیهه یه ربع دیگه اونجامم
-اوکییی مرسیی
+باییی
-باییییی
اتویو🎀✨
تلفنمو قطع کردم و از تختم بلند شدم , به سمت کمد لباسام رفتم و لباسی که مد نظرم بود رو پوشیدم ( عکسـشو میزارم ) ...
آرایش روزانه و ساده ای انجام دادم..
موهامو بستم و اکسسوری های سادمو گذاشتم ..
عطر زدمو ماسک گذاشتم ( مثلا آیدله نباید بشناسنش دیگه🤭 )
کیفمو از وسایلی که نیاز دارم پر کردم و کلید رو برداشتم ..
گوشیمو گرفتم؛
برقا رو خاموش کردم و از خونه زدم بیرون ..
خونهی من و جونگکوک با هم فاصله زیادی نداره , پیاده نهایتا ²⁰ مین طول میکشه .. ولی امرزو ماشین خودمو میبرم ..
{ بچم رانندگی بلده 😼 }
بعد از چند مین به رسیدنه خونهی جونگکوک ، زنگ در رو زدمو در باز شد ..
وارد خونه شدم که با جونگکوکی که دور کمرش حوله پیچیده و تنش خیسه مواجه شدمم..
"آب دهنمو قورت دادم"
+عا
-بخدا داشتم میرفتم لباسمو عوض کنم..
+عا
-ایث { رفت تو اتاق }
کوک بعد از چند مین از توی اتاق بیرون اومد و....
خوببب اولین پارت بعد از یه عاف طولانی مدتت🤭✨
چطور بود؟🤓
حیححح انتظار حمایت دارمححححح😼
لیلیلیلیلی
چندپـــارتی🎀✨
جونگکـــــــــــوک🎀✨
[ پــــارت ² ]
+سلام اوپا ( ایث ) چیزی شده؟؟
- نه هیچی نشدهه .. میگم میتونی بیای خونمون ؟
+این ساعت ؟ مطمئنی اتفاقی نیوفتاده؟
- نه نیوفتاده ، ولی پشت گوشی نمیتونم بهت بگمم ..
+باشه میام همین الان بیام؟
- اگه میتونی
+اوکیهه یه ربع دیگه اونجامم
-اوکییی مرسیی
+باییی
-باییییی
اتویو🎀✨
تلفنمو قطع کردم و از تختم بلند شدم , به سمت کمد لباسام رفتم و لباسی که مد نظرم بود رو پوشیدم ( عکسـشو میزارم ) ...
آرایش روزانه و ساده ای انجام دادم..
موهامو بستم و اکسسوری های سادمو گذاشتم ..
عطر زدمو ماسک گذاشتم ( مثلا آیدله نباید بشناسنش دیگه🤭 )
کیفمو از وسایلی که نیاز دارم پر کردم و کلید رو برداشتم ..
گوشیمو گرفتم؛
برقا رو خاموش کردم و از خونه زدم بیرون ..
خونهی من و جونگکوک با هم فاصله زیادی نداره , پیاده نهایتا ²⁰ مین طول میکشه .. ولی امرزو ماشین خودمو میبرم ..
{ بچم رانندگی بلده 😼 }
بعد از چند مین به رسیدنه خونهی جونگکوک ، زنگ در رو زدمو در باز شد ..
وارد خونه شدم که با جونگکوکی که دور کمرش حوله پیچیده و تنش خیسه مواجه شدمم..
"آب دهنمو قورت دادم"
+عا
-بخدا داشتم میرفتم لباسمو عوض کنم..
+عا
-ایث { رفت تو اتاق }
کوک بعد از چند مین از توی اتاق بیرون اومد و....
خوببب اولین پارت بعد از یه عاف طولانی مدتت🤭✨
چطور بود؟🤓
حیححح انتظار حمایت دارمححححح😼
لیلیلیلیلی
- ۱.۲k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط