عاغا یه پست خوندم ... - عاغا یه پست خوندم ...
عاغا یه پست خوندم ... - عاغا یه پست خوندم ...
یه سری توضیحات توش بود که آره مرد باشین ...
تو کوچه از بغل زن رد میشین نگاش نکنین ...
تو تاکسی نشستین خودتونو بچسبونین به در که راحت باشه و این حرفا ...
من امروز تو تاکسی این عملو اجرایی کردم ولی خب از بس چسبیدم به در یهو در باز شد ...!
منم مجبور شدم دختره رو بگیرم نیفتم بیرون از تاکسی ...!
بیچاره از ترس محکم بغلم کرده بود ...
هی میگفت ارومی? سالمی ؟ چیزیت که نشد که ؟
همونجا بود که فهمیدم خوب بودن با روحیاتم ناسازگاره شمارمو دادم بهش فردا هم باهاش قرار دارم
یه سری توضیحات توش بود که آره مرد باشین ...
تو کوچه از بغل زن رد میشین نگاش نکنین ...
تو تاکسی نشستین خودتونو بچسبونین به در که راحت باشه و این حرفا ...
من امروز تو تاکسی این عملو اجرایی کردم ولی خب از بس چسبیدم به در یهو در باز شد ...!
منم مجبور شدم دختره رو بگیرم نیفتم بیرون از تاکسی ...!
بیچاره از ترس محکم بغلم کرده بود ...
هی میگفت ارومی? سالمی ؟ چیزیت که نشد که ؟
همونجا بود که فهمیدم خوب بودن با روحیاتم ناسازگاره شمارمو دادم بهش فردا هم باهاش قرار دارم
- ۱.۸k
- ۱۹ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط