{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه خاطره !اول اینکه یه سری توضیحات خونده بودم راجب اینک آ

یه خاطره !اول اینکه یه سری توضیحات خونده بودم راجب اینک آره مرد باشین ... تو کوچه از بغل زن رد میشین نگاش نکنین.. تو تاکسی که نشستین خودتونو بچسبونین به در که راحت باشه و این حرفا .. من یه بار تو تاکسی این عملو اجرای کردم ولی خب از بس چسبیدم به در ، یهو درر باز شد...! منم مجبور شدم دختره رو بگیرم نیفتم بیرون از تاکسی...!بیچاره از ترس بغلم کرده بود ..! هی میگفت سالمی ؟ چیزیت که نشد که ؟ واز این بحثا ... منم به راننده گفتم بزن بغل میخوام تو افق محو شم !!!! هنوزم یادم نمیره هههعععععععییییی
دیدگاه ها (۵۰)

سر کلاس با بچه ها شلوغ می کردیم استاد یهویی اومد گفت اینجا ط...

یه دبیر ادبیات داشتیم به نام آقای "دار" روز اول اومد گفت سلا...

دیروز یه دختره رو دیدم بیرون بدونه شال و روسری با تی شرت !!!...

امریکا چهار شنبه به ایران حمله میکنه . . . . . . . . . . . ....

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

حاجی پارتا یادم. نمیاد همینجوری میزارم دیگهخب بریمهمینطور که...

پارت ۶توی یه جا خونده بودم که آشتی کردن با تهیونگ خیلی سخته ...

#theheartofsea#twentiethpart#Minsungفلیکس با نا امیدی اروم ن...

یه خاطره !اول اینکه یه سری توضیحات خونده بودم راجب اینک آره ...

یه خاطره !اول اینکه یه سری توضیحات خونده بودم راجب اینک آره ...

یه خاطره !اول اینکه یه سری توضیحات خونده بودم راجب اینک آره ...

یه خاطره !اول اینکه یه سری توضیحات خونده بودم راجب اینک آره ...

عاغا یه پست خوندم ... - عاغا یه پست خوندم ...یه سری توضیحات ...

دیروز تو تاکسی بودیم رانندهه رفت بنزین بزنه با یه راننده دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط