جیسونگ یه امگاعه و مینهو یه الفا
جیسونگ یه امگاعه و مینهو یه الفا
و این دوتا باهم ازدواج کردن و جیسونگ امگایه مینهوعه
قصه از اونجایی شروع میشه که مین هو میفهمه جیسونگ بچه دار نمیشه
و فکر میکنه جیسونگ بهش دروغ گفته
و چون معروف و پول دار تریم خانواده جهان بودن جیسونگ رو کلی اذیت میکنه
و جیسونگ از اون خونه میره و تو یه خونه اجاره یی کوچیکه میمونه
ولی همون لحظه که جیسونگ میره خونه خودش یکی از خدمتکاران میاد خونه جیسونگ
و بهش میگه که ارباب مین هو گفته همین علان برگرده
اما جیسونگ قبول نمیکنه
فردایه اون روز دکتر جیسونگ بهش زنگ میزنم و میگه نتیجه اشتباه بوده و جیسونگ حاملست
اما جیسونگ به مین هو هیچی نمیگه و برنمیگرده
هشت ماه بعد که به به دنیا اومدن بچه خیلی نزدیکن مین هو میره پیش جیسونگ و اون رو به زور برمیگردونه
و جیسونگ میفهمه که مین هو فهمیده اون حاملست
ولی جیسونگ بهونه میاره که این بچه بچه مین هو نیست و با یه الفا یه دیگه خابیده
و مینهو خیلی عصبی میشه و به جیسونگ میگه تا وقتی بچه به دنیا بیاد و بفهمند بچه مال کیه جیسونگ باید تو اون عمارت بمونه جیسونگ اول مخالفت میکنه ولی بعد مجبورش میکنن بمونه
وقتی بچه به دنیا میاد و میفهمم اون بچه از مین هو
مین هو هم عصبی میشه هم خوشحال
مین هو بچرو از جیسونگ میگیره و اونو مجبور میکنه که یه جورایی کلفتی خودش و بچش رو بکنه
جیسونگ هم چون بچشو میخواسته چیزی نمیگه
اما داستانشون شروع میشه وقتی دوباره مین هو با وجود مخالفت هایه جیسونگ باهاش میخوابه و دوباره بچه دار میشن
بعد از بچه دووم مین هو با جیسونگ مثل شاهزاده ها رفتار میکنه و جیسونگ از همین رفتار خیلی تعجب میکنه
این فیک به همراه اون یکی فیک و یک فیک دیگ و وقتی درسام تموم شود میزارم
و این دوتا باهم ازدواج کردن و جیسونگ امگایه مینهوعه
قصه از اونجایی شروع میشه که مین هو میفهمه جیسونگ بچه دار نمیشه
و فکر میکنه جیسونگ بهش دروغ گفته
و چون معروف و پول دار تریم خانواده جهان بودن جیسونگ رو کلی اذیت میکنه
و جیسونگ از اون خونه میره و تو یه خونه اجاره یی کوچیکه میمونه
ولی همون لحظه که جیسونگ میره خونه خودش یکی از خدمتکاران میاد خونه جیسونگ
و بهش میگه که ارباب مین هو گفته همین علان برگرده
اما جیسونگ قبول نمیکنه
فردایه اون روز دکتر جیسونگ بهش زنگ میزنم و میگه نتیجه اشتباه بوده و جیسونگ حاملست
اما جیسونگ به مین هو هیچی نمیگه و برنمیگرده
هشت ماه بعد که به به دنیا اومدن بچه خیلی نزدیکن مین هو میره پیش جیسونگ و اون رو به زور برمیگردونه
و جیسونگ میفهمه که مین هو فهمیده اون حاملست
ولی جیسونگ بهونه میاره که این بچه بچه مین هو نیست و با یه الفا یه دیگه خابیده
و مینهو خیلی عصبی میشه و به جیسونگ میگه تا وقتی بچه به دنیا بیاد و بفهمند بچه مال کیه جیسونگ باید تو اون عمارت بمونه جیسونگ اول مخالفت میکنه ولی بعد مجبورش میکنن بمونه
وقتی بچه به دنیا میاد و میفهمم اون بچه از مین هو
مین هو هم عصبی میشه هم خوشحال
مین هو بچرو از جیسونگ میگیره و اونو مجبور میکنه که یه جورایی کلفتی خودش و بچش رو بکنه
جیسونگ هم چون بچشو میخواسته چیزی نمیگه
اما داستانشون شروع میشه وقتی دوباره مین هو با وجود مخالفت هایه جیسونگ باهاش میخوابه و دوباره بچه دار میشن
بعد از بچه دووم مین هو با جیسونگ مثل شاهزاده ها رفتار میکنه و جیسونگ از همین رفتار خیلی تعجب میکنه
این فیک به همراه اون یکی فیک و یک فیک دیگ و وقتی درسام تموم شود میزارم
- ۶۵۰
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط