{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی درد است و عاشق مبتلاست

عاشقی درد است و عاشق مبتلاست
مبتلای عشق، دردش بی دواست
عشق را « دَردی اگر باشد خوش است »
عاشقی بی دردْ، بازی یا اداست
هر چه عاقل بندِ امّا و چراست
عاشق امّا از گرفتاری رهاست
«مذهب عاشق ز مذهب‌ها جداست»
هم خدا خرما و هم خرما خداست
عاشقی کافر نباشد، کافر است
هر که مؤمن ماند، ایمانش ریاست
عقل ارزانی‌تان ای عاقلان
عشق، جولانگاه ما دیوانه‌هاست
بین ماها، عشق فرمان می‌دهد
هر کسی دیوانه‌تر، او پادشاست
هر چه پیش آمد، خوش آمد... عاشقم
عشق، شیرینی تسلیم و رضاست
دیدگاه ها (۶)

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالینه ترانه ای نه شعری ...

دوستت میدارم و نزد دلم دُردانه ایبی تودر تاریکی ام تو چلچراغ...

.با هر که نشستیم دل از او نشکستیم برجام می و میکده مردان...

توی یک جمع بی حوصله نشسته بودمطبق عادت همیشگی مجله را ورق زد...

عاشقی درد است و عاشق مبتلاست مبتلای عشق، دردش بی دواست عشق ر...

عاشقی کردن به هر دینی رواستچونکه عاشق از همه عالم جداستآنکه ...

ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست...

چه کسی بینِ درختان دلت گم شده است؟پشت سرسبزی بی حد تنتوسط خن...

چه کسی بینِ درختان دلت گم شده است؟پشت سرسبزی بی حد تنتوسط خن...

نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ایی...

نیمه شب آواره و بی حس و حال  در سرم سودای جامی بی زبانپرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال        در سرم سودای جامی بی زوال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط