حالا باید دنبال پلاک هفتاد میگشت یک املاک

حالا باید دنبال پلاک هفتاد میگشت ، یک املاک ...
وقتی پیدا کرد ، یک مغازه تیره بود .
از پشت شیشه اش ، گلدان های کوچکی را دید  که درونشان کاکتوس های خیلی بلند و باریک با تیغ های رنگی کاشته شده ، نامرتب و بی سلیقه روی هم چیده شده اند درست پشت یک میز تحریر چوبی ...
بعضی هایشان هم خشک شده اند.
وارد شد ، درب نسبتا سنگینی بود که برای هل دادنش کتف اش درد گرفت.
به محض آنکه وارد شد ، پیر مردی چروکیده که شاید بالای نود سالش باشد ، بر تن یک کت و شلوار اتو کشیده و خیلی معطر داشت .
گفت : کسی که ندید اینجا اومدی ؟ موقع اومدن دوست من ؟
-:چرا ، یک آشغال داشت کوچه رو می‌شست و به من نگاه کرد
قفسه کارتن ها و یک زن چاق راه مرا بسته بودند ،‌بوی ماهی خام هم داشت حال مرا بر هم می‌زد .
مغازه داری آشنا هم داشت به من نگاه میکرد از پشت شیشه مغازه اش ، آرایشگری بیکار است که من جرات ندارم بهش سلام کنم .
کاش هیچ آرایشگری (یا هیچ مغازه داری) بیکار نباشه
یک دستفروش هم به بهانهٔ دیدن گوشی اش مرا نگاه کرد
پیر مرد با خشنودی سرش را تکان داد : اینا مشکلی ندارد پسرم.
من همیشه به بی ادب ها اسلحه میفروشم .
یک جعبه سیاه رنگ را از کشوی چوبی بیرون کشید و کشو را بست .
جعبه در دستش می‌لرزید .
تند گفت : پولش رو داری ؟
-: بله ، چهارصد میلیون نقد همراه آوردم .
پیرمرد اخم کرد : اسلحه رو برای چی میخوای ...
چیزی نگفت ...
پیر مرد افزود : دزدی ؟ یا قتل ؟ میخوای چیکار کنی بهم بگو ...
-: باید بگم ؟
پیر مرد قیافه ای گرفت که انگار منظور او را متوجه نشده .
مرد لاغر گفت : ام ، منظورم اینه که برای سرقت مسلحانه نمی‌خوام ، برای دزدی می‌خوامش ، اون لعنتی رو بدید به من ...
به سمت پیر مرد حجوم آورد
پیر مرد هم او را با آرنج پس زد و گفت : برای دزدی مسلحانه ؟
این برای من دردسر داره دوست احمق من ...
جوان فریاد زد : نه برای دزدی از یک خانه می‌خوام ، برای احتیاط میبرم .
-: اگر شلیک کنی پای من هم گیره ...
پیر مرد جعبه را به او داد و لبانش لرزید .
جوان جعبه را گرفت .
یک جعبه مقوایی بود که جنسش نرم بود .
درونش یک فلز سنگینی می‌کرد .
دیدگاه ها (۰)

اگر سعی کنی در بی رحمیِ این جهان مشارکت نداشته باشی ، دشمنت ...

سرطانم روز به روز بیشتر میشد ، با او نجنگیدم چون بخشی از من ...

به نظر من او خیلی بدبخت است که از دلتنگیِ دخترش نیمه شب ها ا...

زخم کهنه فصل ۲پارت ۷۰ من با صدایی ضعیف نا امیدانه .گفت تهیو...

نام فیک: مافیا جذاب منChapter: 1Part: 6می سو دنبال جونگکوک ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط