{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هَر شَب قَبل از خواب،

هَر شَب قَبل از خواب،
بى آنكه با خَبر باشى،
جولان ميدهى در خيالم...1
گاه با لَبخندى گوشه ىِ لَب؛
گاه با اَشكى سَرازير از گونه؛
به هَر جان كَندنى شُده،
خودَت را نه...!
خيالت را حَبس ميكنم در خوابم...♡!
_
یک وَقتهایی دِلَت یک دلِ سیر گریه میخواهَد ،
بَرایِ تَمامِ تکه هایِ شکسته شُده قَلبِت،
بَرایِ تَمامِ ناخوشی هایِ گاه به گاهَت،
گاه دِلَت گریه میخواهَد...!
برایِ حالِ بی حالِ این روزهایَت....♡!
_
آشُفته دِلان را هَوسِ خواب نَباشَد..!
دیدگاه ها (۵)

حالَم خوب است..اَما تو بِپرس..شایَد گُفتَمدِلتَنگی دارَد می ...

پاهام تاوَل زَده بَس که هَمه کوچه،خیابونایِ شَهرو گَشتَم که ...

بیا دِلبَر..! بیا دَستِتو بِزار سَرِ دِلِمون تا بِبینی چه خو...

جانِ‌ مَن...! قصدِ‌ آمَدَن‌ نَداری..؟! جَهان‌ِ‌ این‌ روزهایَ...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : ℬ𝘦𝘵𝘸𝘦𝘦𝘯 𝒞𝘳𝘰𝘸𝘯 𝒜𝘯𝘥 ℋ𝘦𝘢𝘳𝘵𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟒ویکتوریا دست لرز...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط