{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای خوش آن روز

ای خوش آن روز
که با یار سر و کارم بود
بی سخن با نگهش
فرصت گفتارم بود
آن که من
بسته‌ی زنجیری مویش بودم
وه، چه خوش بود
که او نیز گرفتارم بود ...!
دیدگاه ها (۵)

#تُ لعنتی ترین آدم این دنیاییکه حتی با خیالت هم میشود "جا...

به عدالتِ جهان مشکوکمدستانت دوراما... نفستجانِ من است...!!

گاهي كه به بودنَت فكر ميكنم ...نفسم حبس ميشود ،ميلرزم از اين...

#گاهـــــے حـرڣ هـا #ۅزن ندارن#ریتـــــم نـدارن...آهنــگ #نـ...

خوش آن ساعت که یار از در در آیوشو هجرون و روز غم سر آیو...ــ...

ناگهان به حال خود گریستم، چرا که بعد از هر خوشی ، نگران بودم...

📣 روایت غم‌انگیزی از جدایی بحرین🔹فضای آن روز مجلس، حتی برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط