{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی سید حمید شهید شد، خیلی از #مادران_شهدا آمده بودند.

وقتی سید حمید شهید شد، خیلی از #مادران_شهدا آمده بودند.
می گفتند: سید حمید فرزند ما بوده و برایش داغداریم.

تازه فهمیده بودیم که بعد از شهادت دوستانش، به مادران آنها سرکشی می کرده است.

#شهید_سید_حمید_میر_افضلی #سیره_فرهنگی_شهدا #زنده_نگه_داشتن_نام_و_یاد_شهدا

#کتاب_پا_برهنه_در_وادی_مقدس ، نویسنده و ناشر: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، چاپ اول- ۱۳۹۳؛ ص ۱۳۰.

✂ ️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام
@boreshha
🌍 http://www.boreshha.ir/
دیدگاه ها (۲)

فرازی از وصیت نامه شهید سید حمید میر افضلی: بدانید ای آقای م...

وقتی در بیمارستان به دنیا آمد، تقویم را که نگاه کردیم، روز #...

شهید علی سیفی نمی توانست در برابر منکرات بی تفاوت باشد. وقتی...

شهید سید مرتضی آوینی:بزرگ ترین #حجاب میان انسان و خدا، خود ی...

شهید محمد گرامی:با انگیزه های مختلفی کا رکرده ام. برای آسودگ...

علی نوجوان که بود، یک شب مهمان ما بود. صبح وقتی از خواب بیدا...

مصطفی از همه چیزش در این دنیا می گذشت. از هیچ کس هدیه ای قبو...

شب مصطفی آمد دنبالم. دستم را گرفت، برد بیرون خوابگاه. روبروی...

شهید رضا چراغی:همه ما موظف موظفیم آن قدر کار بکنیم که از این...

در #عملیات_والفجر_هشت با حمید رضا آشنا شدم. مردی جذاب، شوخ ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط