پارت

پارت 9

ویو میا

این چند روز دیگه خوب شده بود منم یکم فقط یکم بهش احساس پیدا کردم

میا: جونگ کوک من میرم پیش ارشد

کوک: باشه

رفتم بیرون ب سمت اتاق ارشد راه افتاد رسدیم در زدم و وارد اتاق شدم بعد احترام گذاشتن و احوال پرسی رفتم سر اصل مطلب

میا: خب اقای مین من تصمیم گرفتم که اونو مرخص کنم اون کاملا خوب شده

مین: میا مطمئنی؟

میا: بله کاملا مطمئنم و فردا مرخصش میکنم

مین: باشه

برگه های مرخصیشو امضاء کردم از اتاق بیرون اومدم و ب سمت اتاق خواب حرکت کردم رسیدم درو باز کردم و رفتم تو

میا: فردا مرخص میشی

کوک: واقعا

میا: هوم اره (ی حالت ناراحتی که کوک نفهمه)

کوک: خب چرا نارحتی؟ نکنه.... عاشقم شدی هوم (اخرش بعد از علامت سوال حرفش شیطونیه)

میا: هویی بس کن دیگه خب من برم چیز میزامو جمع کنم

کوک: چرا؟

میا: چون امروز دیگه میرم فردا میام برا بدرقه کردنت (در حالی ک داره وسایلشو جمع میکنه)

کوک: اوم باشه........ میگم ی سوال

میا: بپرس

کوک: اگه بدزدمت چیکار میکنی؟

میا: مگه قراره بدزدیم....

کوک:......

میا: چون اگه میخوای بدزدیم تا برا خونم دزد گیر بزنم

کوک:...........

میا:..........

ادامه دارد


خب خب همینو بزور و بدبختی نوشتم
اینو بخونین تا پارت بعدی
دیدگاه ها (۰)

منو ببین!کی بوده منو بلاک کرده بگه کاریش ندارم اخه ادم عاقل ...

وضعیت دوستم وقتی زنگ آخره مدرسس😂😂

زوتوپیا

سلام سلام صبحتون به زیبایی و پر برکت کییا جونگ کوک رو دوست د...

پارت هفت میا: دیگه ن تنهات میزارم و ن مرخصی میگیرم کوک: چرا؟...

ادامه پارت هفت ویو میا: در زدم و وارد شدم بعداز احترام گذاشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط