{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت انتخابی که گفته نشد

🖤🔥 پارت ۹ — انتخابی که گفته نشد

کلید هنوز روی میز بود.
یونا بهش دست نزد.

جونگ‌کوک پشت به او ایستاده بود، روبه‌روی مانیتورها.
تصاویر شهر عوض می‌شدند، اما نگاهش ثابت مانده بود.

یونا آرام گفت: «اگه بردارمش… چی می‌شه؟»

جواب فوری نیامد.

«اگه برداری، یعنی می‌خوای بدونی.»
صدایش پایین بود. «و دونستن، راه برگشت نداره.»

یونا جلو رفت.
نه برای کلید—
برای نزدیک‌تر شدن.

«من از پرورشگاه فرار نکردم چون می‌ترسیدم.»
«رفتم چون هیچ‌کس منتظرم نبود.»

جونگ‌کوک نفس عمیقی کشید.
برای اولین‌بار، شانه‌هایش کمی افتاد.

«اینجا… من منتظرم.»

یونا دستش را روی میز گذاشت.
کلید تکان خورد، اما برداشته نشد.

«پس فعلاً می‌مونم.»
نگاهش را بالا آورد. «نه چون نمی‌تونم برم…
چون می‌خوام بفهمم چرا تو.»

جونگ‌کوک برگشت.
نگاه‌شان دوباره قفل شد.

این‌بار،
نه مثل زندان‌بان و زندانی—
مثل دو نفر که هر دو
دارند وارد چیزی می‌شوند
که اسمش را هنوز نمی‌دانند.


فیک چطوره ؟

اسکی ممنوع🚫
دیدگاه ها (۱)

🖤🔥 پارت ۱۰ — حقیقتِ نصفهشب دوباره برگشته بود.چراغ‌های مخفیگا...

🖤🔥 پارت ۱۱ — نامی در تاریکیساعت از نیمه‌شب گذشته بود.یونا هن...

بچه ها این فیک کلا ۳۰ پارته همشو نوشتم میزارم براتون تسل...

🖤🔥 پارت ۷ — نگاه‌هایی که حرف می‌زنندیونا کنار پنجره‌ی بلند ا...

---🖤🔥 پارت ۳ — جایی میان ترس و سکوتدر که بسته شد، صداش توی س...

🖤🔥 پارت ۵ — صبحِ بی‌اعتمادنور خاکستری صبح از پنجره‌ی باریک خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط