فردایی اگر باشد
فردایی اگر باشد
دوباره سحرگاهش
هنگام زاییش آفتاب
گریه خواهم کرد..،
من از تولد دوباره بیزارم..،
فقط شاید ...شاید
طعم لبهای تو
مرا عاشق کند...!
و شاید فردا دیگر نباشد...!؟
دوباره سحرگاهش
هنگام زاییش آفتاب
گریه خواهم کرد..،
من از تولد دوباره بیزارم..،
فقط شاید ...شاید
طعم لبهای تو
مرا عاشق کند...!
و شاید فردا دیگر نباشد...!؟
- ۷۱۲
- ۲۹ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط