بریم سراغ معرفی کاراکترها
𝓜𝔂 𝓣𝓪𝓽𝓽𝓸 𝓐𝓻𝓽𝓲𝓼𝓽
لی ا/ت: ا/ت یه دختر ۱۹ ساله که از کودکی عاشق این بود که یه روزی تتو آرتیست بشه و وقتی بزرگ شد با تلاش های زیاد و سختی هایی که کشید تونست تتو آرتیست بشه و الان هم توی چندتا کمپانی کار میکنه اما نه به طور رسمی و همزمان توی کافه هم کار میکنه.
ا/ت وقتی ۱۰ سالش بوده پدرش رو در اثر تصادف از دست میده و از اون موقع تا الان با مادرش زندگی میکنه.
ا/ت شاید یه دختره ۱۹ ساله باشه اما مثل یه دختر ۵ ساله هست، خیلی لجباز و حسود و عاشق خوراکی هایی مثل شیرکاکائو و پاستیل هست.
جئون جونگکوک: جونگکوک یه پسر ۲۹ ساله که آیدله و عضو گروه بی تی اس هست، اون توی گروه از همه کوچیکتره و اطرافیانش اون رو مثل خرگوش کیوت و گوگولی میبینن اما نمیدونن پشت اون چهره ی گوگولی یه مردی هست که اگه به نقطه ضعفش دست بزنی تبدیل به ترسناک ترین مرد دنیا میشه و اون موقع هست که تیکه بزرگت گوشته... (حاحاحاحا~)
کاراکتر ها: ا/ت، جونگکوک، اعضا (منظورم همون نامجون و جین و شوگا و...) آقای جان، جون هو، دیانا و...
خلاصه داستان: توی یکی از روز های آروم که جونگکوک پیش تتو آرتیستش بود و داشت تتوش رو ترمیم میکرد یه اتفاق ناگوار افتاد و تتو آرتیست قصهی ما مجبور به مهاجرت میشه... اما این پرواز باعث مرگش میشه و جونگکوکه داستان ما که از شنیدن خبر مرگ تتو آرتیستش که مثل برادرش هم بود و از بچگی باهم بزرگ شده بودن توی شوک رفت و مدتی رو توی افسردگی گذروند... حالا... بنظرتون... ا/ت قصهی ما چی میشه؟ یعنی تتو آرتیست کوک میشه؟ یعنی میتونه کاری بکنه جونگکوک دوباره بخنده و خوشحال باشه؟
نکته مهم: ممکنه توی متن، توی پرانتز اسم هایی مثل هارو و نینا ببینید، راستش من نویسنده اصلی هستم و هارو اسم مستعار منه و رفیق بنده که اسم مستعار نینا هست، توی نوشتن رمان کمکم کرده که دستیار نویسنده به حساب میاد و اون حرف هایی که من و نینا بعضی موقع توی پرانتز ها میزنم بیشتر یا فانه و برای شوخیه پس چیزی جدی نیست.
با تشکر💖
فعلا بدرود خوشگلا😊
لی ا/ت: ا/ت یه دختر ۱۹ ساله که از کودکی عاشق این بود که یه روزی تتو آرتیست بشه و وقتی بزرگ شد با تلاش های زیاد و سختی هایی که کشید تونست تتو آرتیست بشه و الان هم توی چندتا کمپانی کار میکنه اما نه به طور رسمی و همزمان توی کافه هم کار میکنه.
ا/ت وقتی ۱۰ سالش بوده پدرش رو در اثر تصادف از دست میده و از اون موقع تا الان با مادرش زندگی میکنه.
ا/ت شاید یه دختره ۱۹ ساله باشه اما مثل یه دختر ۵ ساله هست، خیلی لجباز و حسود و عاشق خوراکی هایی مثل شیرکاکائو و پاستیل هست.
جئون جونگکوک: جونگکوک یه پسر ۲۹ ساله که آیدله و عضو گروه بی تی اس هست، اون توی گروه از همه کوچیکتره و اطرافیانش اون رو مثل خرگوش کیوت و گوگولی میبینن اما نمیدونن پشت اون چهره ی گوگولی یه مردی هست که اگه به نقطه ضعفش دست بزنی تبدیل به ترسناک ترین مرد دنیا میشه و اون موقع هست که تیکه بزرگت گوشته... (حاحاحاحا~)
کاراکتر ها: ا/ت، جونگکوک، اعضا (منظورم همون نامجون و جین و شوگا و...) آقای جان، جون هو، دیانا و...
خلاصه داستان: توی یکی از روز های آروم که جونگکوک پیش تتو آرتیستش بود و داشت تتوش رو ترمیم میکرد یه اتفاق ناگوار افتاد و تتو آرتیست قصهی ما مجبور به مهاجرت میشه... اما این پرواز باعث مرگش میشه و جونگکوکه داستان ما که از شنیدن خبر مرگ تتو آرتیستش که مثل برادرش هم بود و از بچگی باهم بزرگ شده بودن توی شوک رفت و مدتی رو توی افسردگی گذروند... حالا... بنظرتون... ا/ت قصهی ما چی میشه؟ یعنی تتو آرتیست کوک میشه؟ یعنی میتونه کاری بکنه جونگکوک دوباره بخنده و خوشحال باشه؟
نکته مهم: ممکنه توی متن، توی پرانتز اسم هایی مثل هارو و نینا ببینید، راستش من نویسنده اصلی هستم و هارو اسم مستعار منه و رفیق بنده که اسم مستعار نینا هست، توی نوشتن رمان کمکم کرده که دستیار نویسنده به حساب میاد و اون حرف هایی که من و نینا بعضی موقع توی پرانتز ها میزنم بیشتر یا فانه و برای شوخیه پس چیزی جدی نیست.
با تشکر💖
فعلا بدرود خوشگلا😊
- ۱۲۴.۷k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط