{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲

مکالمه تموم شد

جیهوپ:خب تو این سالا که نبودم چیکارا میکردین
ا/ت رفت تا غذا درست کنه

پسرا صحبت کردن

جیهوپ:حس میکنم ا/ت دیگه اونجوری خوشحال نیست

بنگچان:بخاطر اون الکس هرزس که قلبشو شکست

جیهوپ:چی.....مگه چیکار کرده


بنگجان:راستش وقتی ا/ت ۱۳ سالش بود مخشو میزنه ولی بعد ۱ سال باهاش کات میکنه و ا/ت هم افسردگی شدید میگیره الان ۱ ماه هم نیست که افسردگی ش خوب شده هروقت هم که اسم اون کثافت میاد دچار حمله عصبی میشه و قرص های اعصاب میخوره


ا/ت در حالی که همه ی حرفاشون رو شنیده بود اشک از چشماش جاری شد و دستاش میلرزید و گوشش سوت میکشید و اون صداها تو سرش تکرار میشد


من عاشقتم.....من بدون تو نمیتونم زندگی کنم............تو تا ابد مال منی............کل زندگیمییی......دختره ی اشغال.....ازت متنفرم........برو از زندگیم بیرون...........هرزههههه........


ا/ت نفس نفس میزد و صداها تکرار میشد و اشک از چشماش جاری بود و دستاش میلرزید


هیونجین وارد آشپزخونه شد


هیونجین:ببینم خوبی......خوبیییی وای قرصات کجاست

هیونجین قرص رو آورد و بهت داد

هیونجین:بیا بریم بشینیم

رفتید و نشستین

هیونجین دستشو روی شونت گذاشت

هیونجین:ببینم بهتری

ا/ت:آره خوبم............(با بغض)


بنگچان:میدونم اون چجوری قلبتو شکسته ولی دیگه باید فراموشش کنی


ا/ت:چجوری فراموشش کنم.......اون بدجور بهم خیانت کرد......هیچوقت حرفاشو یادم نمیره....(با گریه)


فیلیکس:یونا هم ولش میکنه......اون الکس کثافت فقط بلده دختر بازی کنه.....از بچگیش هم همین کارش بود


پرش زمانی به ۱ هفته بعد




پارت بعد میزارم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱از زبون ا/ت:توی خونه نشسته بودم مامان بابا هم بخاطر یه...

معرفی نامه:اسم فیک:عشق دروغینشخصیت ها:ا/ت-هیونجین-فیلیکس-جیه...

پارت ۱ا/ت صبح بود که از خواب بلند شدا/ت:خدایا قبول شده باشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط