{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱

از زبون ا/ت:
توی خونه نشسته بودم مامان بابا هم بخاطر یه سفر کاری رفته بودن فرانسه حوصلم سررفته بود و صدای چرخیدن کلید توی در رو شنیدم . یعنی کی میتونه باشه..باورم نمیشد اون جیهوپ بود.برادر بزرگترم که ۵ سال بود ندیده بودمش و با دیدنش اشک تو چشمام جمع شد



ا/ت:اوپاااااا


جیهوپ:ا/تتتتتت

ا/ت پرید بغلش

ا/ت:دلم برات تنگ شده بود داداشی

جیهوپ:منم آبجی جونم ...چقد بزرگ شدی

ا/ت:ناسلامتی ۱۵ سالمه

هیونجین و فیلیکس و بنگچان از پله ها اومدن پایین و با چیزی که دیدن شوکه شدن


هیونجین:داداش

بنگچان:بالاخره اومدی

فیلیکس:دلمون برات تنگ شده بود



پریدن بغل جیهوپ


جیهوپ:حالا که اومدم نظرتون چیه شب نشینی داشته باشیم


ا/ت:عالیههههه




جیهوپ:خب ا/ت نمیخوای برامون غذای خوشمزه بپزی عام فک نکنم بلد باشیااااا

بنگچان:اون دستپختش عالیه جابچه هاش عالین

ا/ت:خب میخواین براتون جابچه بپزم



همه باهم:ارهههههه


که همون لحظه گوشیه ا/ت زنگ خورد

هیونجین:کیه


ا/ت:مامانه


مکالمه ی ا/ت و مامان ا/ت



ا/ت:سلام مامان

مامان ا/ت:سلام دخترم ما داریم سوار هواپیما میشیم


ا/ت:مامان جیهوپ از فرانسه اومد


مامان ا/ت:واقعا ؟؟؟؟گوشی رو بده بهش


جیهوپ:سلام مامان


مامان ا/ت :سلام عزیزم ببخشید نمیتونم الان باهات صحبت کنم دوست دارممممم

جیهوپ:منم مامانیییییی







سیسیا راستش امروز حوصله ندارم بزارم زیاد
دیدگاه ها (۰)

معرفی نامه:اسم فیک:عشق دروغینشخصیت ها:ا/ت-هیونجین-فیلیکس-جیه...

سلام اومدم یچیزی رو بهتون بگمراستش من دیگه دوست ندارم فیک بن...

پارت ۱یروز توی خونه نشسته بودم که مامانم یهو اومد تو اتاق و ...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟧از زبان ا/ت : با صدای یک خانومی از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط