دیدمش ..
دیدمش ..
خود لعنتیش بود ..
همون لباسایه قدیمی و همون موهایه دیوونه کنندع،جلوتر رفتم نگاهش کردم عوض شده بود و اون چهره یع بامزه به چهره ی خشن تبدیل شده بود..
خواستم حرف بزنم ک با سرعت از کنارم عبور کرد،نه انگار که منو دیده نه انگار ک منو میشناخته..
وقتی برگشتم دیدم یه کاغذ رویه زمینه بازش کردم نوشته بود...
فراموش کردنت از مرگم بدتربود :):blue_heart:
خود لعنتیش بود ..
همون لباسایه قدیمی و همون موهایه دیوونه کنندع،جلوتر رفتم نگاهش کردم عوض شده بود و اون چهره یع بامزه به چهره ی خشن تبدیل شده بود..
خواستم حرف بزنم ک با سرعت از کنارم عبور کرد،نه انگار که منو دیده نه انگار ک منو میشناخته..
وقتی برگشتم دیدم یه کاغذ رویه زمینه بازش کردم نوشته بود...
فراموش کردنت از مرگم بدتربود :):blue_heart:
- ۱.۵k
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط