{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدمش ..

دیدمش ..
خود لعنتیش بود ..
همون لباسایه قدیمی و همون موهایه دیوونه کنندع،جلوتر رفتم نگاهش کردم عوض شده بود و اون چهره یع بامزه به چهره ی خشن تبدیل شده بود..
خواستم حرف بزنم ک با سرعت از کنارم عبور کرد،نه انگار که منو دیده نه انگار ک منو میشناخته..
وقتی برگشتم دیدم یه کاغذ رویه زمینه بازش کردم نوشته بود...
فراموش کردنت از مرگم بدتربود :):blue_heart:
دیدگاه ها (۶)

😂

اینم عشق من علی جونمعاشقتم خاله ای

اینم سحر جونمه عاشقتم سحری

بوسه مرگ "پارت ۱۵"ویو ا.ت چند دقیقه از رفتن جونگ‌کوک گذشته ب...

---PART 16[ویو آرین]شب تاریک بود… تاریک‌تر از چیزی که فکر می...

قرارداد با قلب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط