{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگو با من چه کرده ای

بگو با من چه کرده ای
که تا نامت را بر زبانم می آورم
تمام وجودم لبریز میشود
از دوست داشتنت .
آغوشم به التماس وجودت شعله ور میشود
چشمم در حسرت نبودنت باران میبارد
و شعر از زبان ذهنم بر روی کاغذ میدود
و تو شاید این شعر را میخوانی
و هیچگاه عشق پنهان در کلماتش را نمیبینی
بگو با من چه کرده ای
که اینگونه دوستت دارم
#عاشقانه #عاشقانه_ها #دلنوشته #دلنوشته_ها
دیدگاه ها (۱)

شانه ای برای گریستن نمی یابمهوایی برای نفس کشیدن نیست دلتنگی...

.نه اینکه رفته باشییا نداشته باشمتاز اول هم نیامده بودیاز او...

.گاهی دلم میخواهد بمیرمتا به گواهی اشکهایتباور کنم که هنوز ه...

.تماشایت میکنم و تو نیستی تا نگاهم را در نگاهت بیامیزم صدایت...

بگو با من چه کرده ای که تا نامت را بر زبانم می آورمتمام وجود...

بگو با من چه کرده ایکه تا نامت رابر زبان می آورمتمام وجودم ل...

گاهی اوقات دلم مچاله میشودمیدانی چرا...؟اخر هیچوقت فکر نمیکر...

نیمه های شب استبا صدای ضعیفی از آهنگی دلنشین بیدار میشومصدا ...

کبریت

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

درست مثل جرقه‌ای تو دلِ شب، تو وارد زندگیم شدی. قبل از تو، ه...

چشمانت را باز کردی و دنیا غرق نگاه زیبایت شد زیبایی های دنیا...

چشمانت را باز کردی و دنیا غرق نگاه زیبایت شدزیبایی های دنیا ...

چشمانت را باز کردی و دنیا غرق نگاه زیبایت شدزیبایی های دنیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط