{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسایه من 🎀

همسایه من 🎀
پارت ۲
خوردم به یه جسم بزرگ یه آخ بزرگ کشیدم یه دفعه یه صدای خیلی بم گفت حواست کجاست
جنا : ببخشید
ویو جنا&
یه دفعه سرم رو آوردم بالا که یه پسر خوشتیپ دیدم ولی به قیافش میخورد یخورده سرد باشه اخلاقش مهم نیست اصلا به من چه
ویو جونکوک &
یه دختر خیلی خوشگل بهم خورد که واقعا زیبایی اون توصیف نشدنی بود فکر کنم همسایه جدیدم بود اصلا به من چه
از همه دخترا بدم میاد
جنا: امممم ببخشید خونه شماست اینجا ؟
جونکوک: بله
جنا: بفرمایید اینا برای شماست من همسایه جدیدتونم
جونکوک : اوهم خوش اومدی ممنون .
جنا : خواهش میکنم
ویو جنا : چه پسر سردی بود اصلا با آدم گرم نمیگیره اسکل
ویو جونکوک: چه دختر باحالی ازش داره خوشم میاد
🧠نهههه این چه حرفیه جونکوک آبروی هرچه مافیا رو بردی
هوفف بی‌خیال و رفتم خوابیدم
چند روز بعد
ویو جنا:
چند روزی که اینجام حوصلم سر رفته بود تصمیم گرفتم برم بار نزدیک خونمون
رفتم اتاقم یه دوش 5 مینی گرفتم
یه آرایش لایت کردم و باز ترین لباسم رو پوشیدم و سوار ماشینم شدم و رفتم

وقتی از ماشین پایین اومدم به سمت بار بوی سیگار و الکل باهم قاطی شده بودن نشستم یه گوشه و یه آب گیلاس سفارش دادم و چند مین بعد گارسون آورد
گارسون: بفرمایید بانو
جنا .ممنون
ادامه دارد ...
پارت بعدی 🎀؟
نظرتون رو بگید ✨
دیدگاه ها (۳)

همسایه من 🎀 پارت ۳همینطوری که داشتم نوشیدنیم رو میخورم چشمم ...

@kitten_fiction رمان هاش عالیییییییی حمایت نشه 🛐🎀

اسم رمان : همسایه من 🎀🪷شخصیت ها : جنا✨ جونکوک ✨ دشمن جونکوک ...

بچه ها بنظرتون فیک بنویسم ✨🎀؟

#شراب_سرخ Part: ⁴⁹#فصل_دومیک هفته بعد: ویو جونکوک: یه هفته د...

part 21 : ویو جنا : شام و خوردیم و تموم شد با هم ضرف ها رو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط