{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
.
از پرندگان محاجر، عاشق تر است...
زنی را دیدم که زندگی برایش پرواز است...
زنی را در بیابان دیدم
در توهم
که پرواز می کرد
من زنی را دیدم در نمای پرستو
و پرندگان محاجری را دیدم که به سیمای زنی در آمدند...
من در توهم زن و پرواز و پرنده مانده ام،
که هر سه محاجرند...
دیدگاه ها (۴)

سلام.. رفیقِ با وفای مڹ... سخاوتت را دوست دارم...مثڸ آفتا...

..

دختر که داشته باشی,مثل اینه که کله دنیارو داری..............

رنگ امروزتون فیروزه ای......مثل تسبیح مادر بزرگ که دور انگشت...

زنی که در رمان حضور دارد، برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش له...

گاهی آدم‌ ها تمام عمرشان را کنار کسی می‌گذرانند که سهم حضورش...

همسر پادشاه مین

داستان عاشقانه جدید

🌿🦆💚 پارک ملی بوجاق؛ جایی که طبیعت، آرامش و زندگی در کنار هم ...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

فصل دومپارت نوزدهم | آخرین روزهای انتظارسه هفته مانده بود......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط