چند شاتی کوک

چند شاتی کوک 🎀
P⁵
بعد از شستن ظرفا، کوک نشست روی مبل کنترل رو برداشت و یه فیلم گذاشت و داشت فیلم میدید...

ا/ت هم بدون اینکه چیزی بگه رفت و کنار کوک نشست و فیلم دید
هنوز یکم معذب بود و چیزی نمیگفت

(ویو کوک)
فیلم گذاشتم و دیدم که ا/ت هم اومد کنار من روی مبل نشست و فیلم دید...

واقعا چهره ی خیلی زیبایی داشت..تمام حواسم به ا/ت بود و اصلا توجهی به فیلم نداشتم

انقدری از ا/ت خوشم اومده بود که فکر میکردم واقعا دارم عاشقش میشم...

واقعا دختر خوب و آرومی بود

همینجوری که به ا/ت خیره شده بودم یهو سرش رو چرخوند سمتم...

فکر کنم از سنگینی نگاه متوجه شده بود که دارم نگاهش میکنم

یه لحظه دست‌ پاچه شدم ولی سعی کردم خونسرد و عادی باشم

+چیزی شده؟...

_نه...فقط بنظرم تو واقعا خیلی زیبایی...

ا/ت سرشو پایین انداخت و خجالت کشید و لبخندی از روی خجالت زد

بعد آروم گفت‌‌ ممنون... بنظر منم...
آروم از جاش بلند شد و رفت سمت اتاقش و بعد تند گفت تو هم خیلی خوشتیپی...
بعد بدو بدو رفت تو اتاقش

جونگکوک هم از حرکت ا/ت خندید و با خنده گفت مرسی دختر کوچولوی خجالتی...

(ویو ا/ت)
حتی خودمم باورم نمیشد که بهش گفتم خوشتیپی

انقدری که این پسر قشنگه اصلا روم نمیشه باهاش حرف بزنممم😭

ولی...واقعا یعنی از نظر اون من خوشگلم؟
وایی نمیدونممم

ولی واقعا بعید میدونم ما دوتا بشیم مثل یه پدر و دختر...احتمالا بیشتر بشیم مثل دوتا دوست

آخه جونگکوک واقعا گرم و صمیمی برخورد میکنه...ولی من چی؟
من حتی روم نمیشه باهاش حرف بزنم

البته خب...تازه روز اولیه که اومدم اینجا

حتما یکم که بگذره یه خورده راحت تر میتونم باهاش حرف بزنم...یا حداقل تا این حد خجالتی نباشم...

(ادامه دارد)
دیدگاه ها (۳)

چندشاتی کوک🎀P⁶چند هفته گذشتا/ت و کوک یکم باهم راحتتر و صمیمی...

چندشاتی کوک🎀P⁷ (آخر)ا/ت و کوک رفتن بیرونیکم توی خیابونا چر...

چند شاتی کوک 🎀P⁴ا/ت کلیی خوشحال میشه و ذوق میکنه چون هیچوقت ...

چند شاتی کوک🎀P³(پرش زمانی به فردا صبح)ا/ت ساعت ۷ بیدار شدوسا...

چند پارتی درخواستی پارت 5جیمین. نگفته بودی ؟ ( آروم شوگا. ...

هرزه ی حکومتی پارت ۲که کوک بلند شد و.... رفت سمت ا/ت ونشست ک...

چند پارتی درخواستی پارت ۴ا/ت . خواب بودم که با صدای در زدن ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط